ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

مقدمه 13

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

فقيه و معروف به قطب راوندى است ، كه از فقهاى اماميه است و مرد اين كار نبوده است ، زيرا تمام عمر خود را فقط به فرا گرفتن فقه سپرى كرده است و چگونه ممكن است فقيه بتواند فنون و علوم مختلفى را كه در اين كتاب است شرح بنويسد . . . » ملاحظه مى كنيد كه ظاهراً او از شروح ديگرى مثل « معارج نهج البلاغه » ابو الحسن بيهقى و شرح كيدرى آگاه نبوده ، يا آنكه آنها را به سبب اختصار نسبى در خور ذكر نمى دانسته است ، و البته همانطور كه قبلًا متذكر شدم ، هيچ يك از شروح نهج البلاغه از لحاظ كمى و كيفى در خور مقايسه با شرح ابن ابى الحديد نيست ، ولى اين نكته را هم بايد در نظر داشت كه هر يك از شروح نهج البلاغه از جهت خاصى در خور اهميت است . روش كار ابن ابى الحديد در شرح او بر نهج البلاغه را بهتر است نخست از گفتار خودش در مقدمه بر كتاب بخوانيم كه چنين مى نويسد : « و بعد چون . . . سرور وزيران شرق و غرب ابو محمد بن احمد بن محمد علقمى نصير امير المومنين ، كه خداوند بر او جامه‌هاى كامل نعمت بپوشاند و او را به بلندترين درجه سعادت و سيادت برساند ، بر اين بندهء دولت و پروردهء نعمت خويش شرف اهتمام بر شرح نهج البلاغه را - كه بر مؤلف آن برترين درودها باد و بر ياد او پاكيره‌ترين سلامها - ارزانى داشت ، اين بنده همچون كسى كه از پيش آهنگ كارى داشته و سپس فرمان استوار وزير عزمش را راسخ كرده است به اين كار مبادرت ورزيد و نخست به شرح مشكلات لغوى و بيان معانى آن قناعت كرد ، ولى چون در آن باره نيكو انديشيد ، ديد كه اين جرعهء اندك ، تشنگى را فرو نمى نشاند كه بر عطش مى افزايد و كافى نيست بدين سبب از آن روش برگشت و آن طريق را رها كرد ، و سخن را در شرح آن گسترش داد ، گسترشى كه شامل مباحث لغوى و نكات معانى و بيان و توضيح مشكلات صرفى و